خانه سامانه دیدارها و ملاقات ها اخلاق و تشریفات تشریفات در گذر تاریخ کتابخانه آموزش تشریفات نگارخانه درباره ما تماس با ما
.

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

.

Deprecated: mysql_connect(): The mysql extension is deprecated and will be removed in the future: use mysqli or PDO instead in /home/protocol/public_html/includes/connection.php on line 7
آداب میز و تاثیرات اجتماعی و اقتصادی آن

 

 

مقاله مندرج در مجله گشت و گذار - مشهد

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آدابمیزوتأثیراتاجتماعیواقتصادیآن

 

 

سرکار خانم سردبیر من و بسیاری از هم سن و سالهای من بکرات این جمله را در باره کسی که مؤدب است، شنیده ایم: "وی سر سفره پدر و مادرش نشسته است". اما من بدون اغراق تا چندی پیش که مقالاتی در باب فقدان آداب در آمریکا به دلیل کمرنگ شدن یا بی رنگ شدن حضور بچه ها سر میز ناهارخوری در دهه های اخیر خواندم، تا این حد، تأثیر شایان توجه نقش سرمیز و سر سفره نشستن بچه ها را در تربیت و ادب آنان نمی دانستم و مانند بسیاری دیگر، آن ضرب المثلها را می شنیدم و می گذشتم. اما با خواندن این مقاله ها، جدا به فکر فرو رفتم و با توجه به اینکه، امروزه، بسیاری از پدر و مادرهای هموطن ما هم به دلیل مشغله و گرفتاری زیاد از یک سو و فرزندانشان، به دلایل درس و مشق و ورزش و دیگر برنامه ها از سوی دیگر، کمتر سر سفره با هم هستند، توصیه می کنم که این موضوع را جدی بگیریم و دوباره آن سنت پسندیده ایرانی- اسلامی را تقویت کنیم و به هر میزان که می توانیم سعی نماییم که در همه وعده های غذای روزانه یا حد اقل یکی از آنها را با همسر و فرزندان خود همسفره شویم و علاوه بر مؤانست بیشتر با یکدیگر و از حال هم پرسیدن و دیدن و شنیدن، آداب میز را به فرزندان خود بیاموزیم تا ادب آنها، هم سرمایه زندگی اجتماعی شان و هم نشانه کرامت و حرمت دیگران نسبت والدین شان باشد و اگر فرزندان ما با کسی هم سفر و هم سفره شد، به استناد ضرب المثل دیگر، همسفران و هم سفره یی های آنها شناخت مثبت و خوبی از آنان پیدا کنند و از قبل این آداب منافع اقتصادی هم کسب نمایند. و اما مطلب زیر که اقتباس از نوشته یک کارشناس بین المللی است، جهت مزید اطلاع شما و خوانندگان محترم مجله گشت و گذار به دنبال می آید: 

 

"بنجامین Lori Benjaminمدیر برنامه سازمان ورلد کلاس اتیکت World Class Etiquette  در "کلگری" Calgaryکانادا و یکی از کارشناسان ارشد آداب اجتماعی در این کشور، می گوید که "آداب، خواه آداب میز یا رفتار اجتماعی، ذاتی نیست و اکتسابی است و باید که آموزش داده شود و این وظیفه والدین است"، یعنی اینکه پدر و مادر باید فرزندان خود را با آداب آشنا و مداومت نمایند تا در ذهن آنها پایدار گردد. به عقیده وی، "بسیاری از پدر و مادرهای آمریکایی از نسل بی خیال و هیپی دهه 1960هستند که به آداب مرسوم عصر خود پشت پا زده، ضد مقررات و ضد آداب بودند."

 

توضیحا اضافه کنم که جوانان آمریکایی آن دهه، به دلیل آثار منفی جنگ دوم جهانی و بیشتر به دلایل جنگ ویتنام، به نظم موجود پشت پا زدند و از خانه و از کشور گریزان شدند و در کشورهایی چون هند و نپال به زندگی ساده و بی نظمی روی آورده بودند. اما آن دوران گذشت و جوانان آمریکایی پس از چندی به وطن و خانه بازگشتند و نظم موجود را پذیرفتند. ازدواج کردند و به سر کار رفتند، اما دوره مهمی از زندگی خود و از جمله با خانواده بودن را از دست دادند. اکنون پس از سالیانی دراز، فرزندان آن نسل ضد آداب، خود به سنین میان سالی رسیده، فرزندان بالغی دارند که اساسا با آداب بیگانه هستند. چون این نسل جدید چنین چیزی را نه تنها آموزش ندیده اند که اصولا در خانه هم شاهد نبوده اند. اگر آن نسل پیشین ضد آداب، در کودکی و نوجوانی، تا حدودی رفتارهای پسندیده را از والدین و بزرگان خانواده های خود دیده بودند، نسل جدید، از این نعمت هم محروم بود.

 

از سوی دیگر، در دهه های اخیر تحولات دیگری هم در زندگی اجتماعی آمریکا پدید آمده که به تضعیف بیشتر آداب میز انجامیده است. مانند عر ضه غذاهای "سریع پز" (Fast Foods)و آماده مانند غذاهای مک دونالد Mac Donaldو شبیه آن که خوردن آنها نیازی به کارد و چنگال ندارد و انواع قوطی های نوشیدنی "دستگیر"  (Handy)که نوشندگان را از لیوان بی نیاز می کند. چون این غذاهای سریع را می توان ایستاده و در حال حرکت هم تناول کرد، میز و سفره هم  از گردونه برنامه غذایی روزانه بیرون رفت و همه سنت و آداب غذا خوردن در یک بسته غذایی کاغذ پیچ کوچک و یک قوطی نوشابه خلاصه شد. به علاوه چون این غذاها را اغلب در تنهایی می  خورند، دوستان هم سفره هم از یکدیگر دور شدند، مردم سنت ها را پس پشت انداختند و آداب میز را که یکی از ارکان آداب اجتماعی نسل پیشین بود، کلا به فراموشی سپردند و با فراموش شدن آنها، بسیاری از سایر سنن و آداب اجتماعی هم متروک شد. میان نسل ها فاصله افتاد، تعلقات خانوادگی گم، و اعضای یک خانواده با هم بیگانه شدند. نسلهای پیشین، حد اقل روزی دو- سه بار سر میز غذا گرد می آمدند، از حال هم می پرسیدند و به درد هم می رسیدند و منتظر می ماندند تا بزرگترها بیایند و پس از ذکر دعا، دست به غذا می بردند و بعد از غذا خوردن، از پدر و مادر تشکر، و در تمیز کردن میز و اتاق ناهارخوری به همدیگر کمک می کردند.

 

اما این سنت به دلایل فوق الذکر متروک شد و به تاریخ پیوست و چون آداب اجتماعی، پایه در خانواده و روابط خانوادگی دارد، اجتماع هم از منافع آداب و سنن پسندیده محروم ماند. در نتیجه نسلی که باقی ماند و بزرگ شد، با آداب بیگانه بود، اگر نه با همه انها که با اکثر آنها، و آداب آنها، بی آدابی موسوم به مک منرزMac Manners- از ترکیب قسمت اول "مک دونالد" با "منرز" به معنی آداب، در مقابل اصطلاح مرسوم "گود منرز" Good Mannersبه مفهوم آداب حسنه، تبدیل شد. بسیاری از فیلمهای سینمایی و تلویزیونی این دوره و دوره های بعد نه تنها، آداب را از سناریوی خود حذف کرده بودند، که عامدا فرهنگ جدید آمریکایی را تبلیغ می کردند. تماشای این فیلمها و و تبلیغات عظیم محصولات "مک دونالدی" و به خصوص ملاحظه کارها و اعمال هنرپیشگان جدید که سمبل و الگوی جوانان بودند هم، آنان را از آداب سنتی دور تر ساخت.   

 

در سال 1999 وقتی که شبکه "ای بی سی" ABCیک بررسی آماری در خصوص رعایت آداب در آمریکا انجام داد، معلوم شد که وضعیت رفتارهای اجتماعی از 30-20 سال قبل هم بدتر شده است. بسیاری از پدر و مادرهای مورد مراجعه، به مشکل بسیار حادی یعنی عدم توانایی در اعمال ولایت بر فرزندان خود اشاره و آن را مشکل اولیه خود اعلام کرده بودند. در نظر خواهی ها همچنین گفته شده بود که نمایشهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی هم، بچه را به بی حرمتی نسبت به دیگران تشویق می کند. بنا بر این، بی دلیل نبود که حسن سلوک در مدارس آمریکایی تا این حد نزول کرده است.

 

مشکل تا زمانی که آمریکایی ها با خود در تعامل بودند، چهره خود را نشان نمی داد، اما وقتی که این نسل در پی تعامل با مردم دارای سنن متعارف و کلاسیک اروپا، و ملل با فرهنگ باستانی آسیا برآمد، متوجه کمبودها و نقایص خود شد. آسیایی هایی که هنوز سنن و روابط اجتماعی پیشین را رعایت می کنند، و اروپاییانی که هرچند از فرهنگ آمریکایی متأثر شدند، ولی سنن خود را یکباره کنار ننهادند و هنوز هم غذاخوردن دور میز، برای آنها جذابیتهای پیشین را حفظ کرده است.

 

نسل جدید مدیران آمریکایی در مواجهه با مدیران ممالک آسیا و اروپا در سر میز، احساس کمبود می کرد. بنا بر این به فکر چاره افتاد و شرکت در کلاسهای تشریفات و آداب، و مشورت با آداب دانان و کسانی که در زمینه تشریفات بین المللی کاربردی کار کرده بودند، از نخستین اقدامات بود. بی دلیل نیست که در سالهای اخیر، صدها مدرسه و مؤسسه و هزاران کارشناس تشریفات و آداب و سنن در گوشه و کنار آمریکا، کمر همت بسته اند و آموزش این مدیران را به عهده گرفته اند. این مدیران نه تنها خود در دوره های تشریفات و آداب شرکت می کنند، دوراندیشی کرده، فرزندان جوان خود را هم به این کلاسهای و دوره ها می فرستند تا وقتی بزرگ شدند و مصدر کار، بدانند که مثلا تا بزرگترها دست به غذا نبرده اند، غذا نخورند، موقع صحبت کردن با سایر افراد دور میز، نباید به خوردن ادامه داد، چگونه باید سر میز سخنرانی نمود و چه باید گفت، موقع مذاکره و گفتگو نباید "سقز" (همان "آدامس") در دهان داشته باشند و مردم سایر کشور ها را با نام خانوادگی صدا کنند، نه با اسم کوچک آنها، به شکلی که در آمریکا مرسوم است و غیره. به هر حال اساس بیشتر آموزشهای این دوره ها، مرور بر آداب کلاسیک میز، نحوه تعامل و مذاکره با مقامات شرکتهای بزرگ سایر کشورها، و مانند آن است.

 

خانم سردبیر! البته نیازی به گفتن نیست که ادب یک وسیله معنوی است که می تواند آثار مادی مهمی ببار آورد. در واقع امر آنچه امروز در آمریکا و اروپا به عنوان آداب میز مطرح است، وسیله ای است تا مدیران آمریکایی بهتر بتوانند در زمینه تجارت و کشف زمینه های جدید مراودات بازرگانی و توسعه مبادلات جاری با مدیران و تجار سایر کشورها بهره گیرند. به همین دلیل، من از زمانی که از سازمان ملل به ایران بازگشته ام، در پایان تدریس و سخنرانی در باب تشریفات کاربردی بین المللی، یک برنامه ناهار تشریفاتی آموزشی در سطح رییس دولت برای شرکت کنندگان در دوره ها و کارگاههای تشریفات برگزار می کنم تا علاقمندان به صورت عملی با آداب میز میهمانیهای تشریفاتی آشنا شوند. شبیه به همان برنامه ناهار آموزشی- تشریفاتی که در پایان کارگاه تشریفاتی که به همت شرکت رنگین مجلس در مشهد برگزار شد، و جمع زیادی از مسئولان نهادی دولتی و شرکتهای خصوصی و نیز مدیران هتلها و آژانسهای معتبر در آن شرکت نمودند، و بنا بر اظهارت شرکت کنندگان، مورد توجه بسیار قرار گرفت.

 

البته علت و فلسفه برگزاری این برنامه ها آن است که در واقع امر، میهمانیهای تشریفاتی برای غذا خوردن نیست که این میهمانی ها برای آشنایی بیشتر رؤسای هیأتها از یکدیگر و طرح سئوالهای خصوصی تر است. به زبان ساده تر، سر همان میز مذاکره، به جای دفتر و پرونده، بشقاب می گذارند وگرنه ماهیت کار، کماکان مذاکره است، نه خوردن. بنابراین، هدف از برگزاری این میهمانی ها، آشنایی مقامات دولتی و خصوصی کشورمان هنگام مراوده با خارجیانخواه آنان که در داخل میزبان بیگانگان هستند و آنهایی که  به سفر خارج می روند- با اصول غذاخوردن تشریفاتی است تا هنگام گفتگو، فکر آنها متوجه چندین بشقاب و لیوان و قاشق و چنگال و دستمال سفره و نیز نحوه غذاخوردن نباشد، بلکه با آگاهی از اصول میهمانیهای تشریفاتی، بتوانند افکار خود را همچنان بر روی مسائل مورد مذاکره خود متمرکز نمایند. در پایان ذکر این نکته ضروری است که در این میهمانی ها اصولا از تجملات و اسراف و زیاده روی خبری نیست و ناهار تشریفاتی، یک وعده غذا در اندازه معمولی است که در چند بخش ارائه می شود تا شرکت کنندگان فرصت پیدا کنند با هم میزهای خود که از کشورهای دیگر هستند، بیشتر آشنا شوند و با سلطه بر آداب میز، با خیال راحت، مذاکرات خود را دنبال کنند. گاه شرکت کنندگان در این میهمانیها چنان سرگرم مذاکره و بحث می شوند که از غذاخوردن معمول خود هم می مانند و احتمال آنکه میهمانان میزهای تشریفاتی، سیر نشده از میز برخیزند، زیاد است. به همین خاطر به شوخی می گویند که اگر قرار است در یک میهمانی تشریفاتی شرکت کنید، یا قبل از آن "دست گرمی!" کنید یا بعد از میهمانی به خانه بروید و غذای یومیه خود را میل کنید!